بارگذاری...

قدرت نامي ( ظرفيت نامي نصب شده ): توان اكتيو ( حقيقي ) هر مولد كه از سوي كارخانه سازنده بر روي لوح مشخصات آن نگاشته مي شود . اين توان براي واحدهاي حرارتي با توجه به شرايط ISO ( دماي 15 درجه سانتيگراد و ارتفاع صفر از سطح دريا ) تعريف و بر حسب كيلووات يا مگاوات ( هزار كيلووات ) بيان مي گردد .
قدرت علمي  ( قدرت در محل نصب ): بيشترين توان قابل توليد از يك مولد برق يا يك نيروگاه با احتساب شرايط محل نصب ( دماي محيط , ارتفاع محل نصب از سطح دريا و ديگر شرايط محيطي ) .
قدرت قابل توليد : بيشترين توان در يك نيروگاه يا مولد كه در شرايط موجود , قابليت توليد آن براي تامين نياز شبكه از پيش محرز است .
توليد در زمان اوج بار  ( قدرت توليد شده ) :توان الكتريكي توليد شده به توسط يك مولد برق يا يك نيروگاه در روز و ساعت بيشترين بار شبكه سراسري يا منطقه . اين توان در سرهاي خروجي مولدها اندازه گيري مي شود .
بار - تقاضا : مقدار توان اكتيو ( حقيقي ) كه در يك زمان معين در بخشي از يك شبكه يا به توسط يك مشترك به مصرف مي رسد , بار مصرفي آن بخش يا مشترك خوانده مي شود .
بيشترين بار ( اوج ): بيشترين قدرت مصرف شده ( جذب شده ) در شبكه يك منطقه , استان يا كشور در يك دوره زماني معين , كه بر حسب كيلووات يا مگاوات ( هزار كيلووات ) بيان مي گردد .
بيشترين بار همزمان  : بيشترين قدرت كلي كه به طور همزمان در نواحي منطقه مختلف يك منطقه يا كشور به مصرف مي رسد . اين بار مربوط به يك لحظه خاص از يك دوره زماني معين ( روزانه , هفتگي , ماهانه , سالانه . . . ) است .
بيشترين بار ناهمزمان : مجموع بيشترين بارهاي مصرف شده در مناطق مختلف كشور در يك دوره زماني معين . بيشترين بارهاي مناطق لزوما" همزمان نيستند .
شبكه سراسري  : بيشتر نقاط توليد و مناطق مصرف برق كشور با شبكه اي از خطوط انتقال و ايستگاههاي فشار قوي كه مجموعا" شبكه سراسري خوانده مي شود به هم پيوسته اند . از طريق اين شبكه , امكان مبادله انرژي بين مناطق زير پوشش وجود دارد . صدور برق به خارج از كشور نيز از طريق همين شبكه است .
خارج از شبكه سراسري : مناطقي كه تا حال حاضر به دلايل فني , جغرافيايي و اقتصادي به شبكه سراسري خوانده مي شود . استانهاي خراسان و سيستان و بلوچستان با داشتن شبكه هاي وسيع منطقه اي , در اين زمره اند كه در آينده به شبكه سراسري خواهند پيوست . برق بيشتر جزاير جنوبي كشور نيز به طور محلي و در خارج از شبكه سراسري تامين مي شود .
نيروگاه حرارتي : نيروگاهي است كه انرژي حرارتي نهفته در سوختهاي جامد , مايع , گازي و يا سوختهاي هسته اي را به انرژي برق تبديل مي كند , نيروگاههاي هسته اي , بخاري متداول , گازي , چرخه تركيبي و ديزلي مشمول اين تعريف مي شوند .
نيروگاه بخاري متداول ( ساده ): گونه اي از نيروگاههاي حرارتي است كه در آن با سوزاندن سوختهاي فسيلي , آب تبديل به بخار مي شود و انرژي بخار توليدي سبب چرخش توربين و سپس توليد انرژي برق مي گردد.
نيروگاه گازي: در اين نيروگاه , انرژي ناشي از سوختن سوختهاي فسيلي , هوا را تحت فشار و دماي زياد قرار مي دهد . اين هواي مخلوط با گازهاي ناشي از احتراق سوخت , به صورت سيال حامل انرژي براي گرداندن توربين متصل به مولد برق عمل مي كند .
نيروگاه چرخه تركيبي : نيروگاهي است مركب از واحدهاي گازي و بخاري كه در آن به منظور افزايش بازده كلي حرارتي و بازيافت بخشي از انرژي باقي مانده در گازهاي خروجي از توربينهاي گازي , اين گازها را به ديگ بخار بازيافت كننده هدايت مي كند . بخار حاصل از اين طريق , توربين بخاري را به گردش در مي آورد . براي بهينه كردن مشخصات بخار , مي توان از سوخت تكميلي هم استفاده كرد .
نيروگاه هسته اي: به نيروگاهي گفته مي شود كه در آن انرژي ناشي از سوخت هسته اي ( اورانيوم غني شده . . . ) بخار آب توليد مي كند و سپس اين بخار توربيني را به گردش در مي آورد و سبب توليد انرژي برق مي گردد.
نيروگاه برق - آبي : در نيروگاههاي برق - آبي انرژي آب ذخيره شده در پشت سدها موجب چرخش توربين و سپس توليد انرژي برق مي گردد .
توليد ناخالص ( ناويژه ): مقدار انرژي برق توليد شده به توسط يك مولد برق يا يك نيروگاه در طي يك دوره زماني معين به توسط تجهيزات و ماشين آلات مستقر در داخل نيروگاه . تلفات ترانسفورماتورهاي وابسته به مولد و نيز روشنايي قسمتهاي مختلف نيروگاه جزو مصرف داخلي نيروگاه محسوب مي شود . اين كميت بر حسب كيلووات ساعت يا مگاوات ساعت بيان مي گردد .
توليد خالص ( ويژه ) : عبارت است از انرژي اندازه گيري شده در نقطه تحويل انرژي به شبكه انتقال يا توزيع نيرو در يك دوره زماني معين . توليد خالص را مي توان از تفاضل توليد ناخالص و مصرف داخلي براي همان دوره زماني نيز به دست آورد .
ذخيره گردان  : تفاضل قدرت قابل توليد و قدرت در حال توليد واحدهاي در حال كار يك نيروگاه با در نظر گرفتن همه محدوديتها .
ذخيره غيرگردان : به مجموع قدرت قابل توليد آن گروه از مولدها يا نيروگاههاي آماده به كار اشاره دارد كه مي توانند پس از آماده كردن چرخه گرمايش و راه اندازي , به شبكه وصل شوند .
توليد سرانه: از تقسيم مقدار كل انرژي برق توليد شده در يك منطقه يا كشور بر تعداد كل جمعيت آن در طول يك سال مشخص به دست مي آيد . در آمارهاي جهاني , براي محاسبه توليد سرانه هر كشور , جمع انرژي توليد شده در آن كشور , اعم از انرژي توليدي در بخشهاي عمومي و خصوصي را در نظر مي گيرند .
قدرت سرانه : اين شاخص , در هر زمان از تقسيم كل قدرت نامي نيروگاههاي يك منطقه يا كشور بر تعداد جمعيت آن منطقه يا كشور به دست مي آيد . در آمارهاي جهاني براي محاسبه قدرت سرانه , كل قدرت نامي همه نيروگاهها اعم از نيروگاههاي متعلق به بخش عمومي يا بخش خصوصي را در بر مي گيرد .
ضريب بار : فرمول مورد استفاده براي محاسبه ضريب بار در سطح يك منطقه يا كل كشور براي يك دوره زماني معين به شرح زير است : 100 * توليد ناخالص انرژي -------------------------------------------- = ضريب بار ( درصد ) تعداد ساعات * بيشترين قدرت توليد شده
ارزش حرارتي : عبارت است از مقدار انرژي حرارتي كه از سوختن يك واحد جرم سوخت مصرفي در شرايط استاندارد حاصل مي شود و برحسب كيلوكالري بر واحد جرم بيان مي گردد.
بازده حرارتي : با توجه به اينكه انرژي حرارتي معادل يك كيلو وات ساعت برق از نظر علم فيزيك به طور ثابت 860 كيلو كالري است , بازده حرارتي واحد ها يا نيروگاههاي حرارتي از فرمول زير به دست مي آيد : 100*860 -----------------------------------------------------------------------= بازده ( درصد ) انرژي حرارتي مصرف شده براي توليد يك كيلووات ساعت برق
خط : مجموعه مدارهاي نصب شده بر روي پايه هايي كه انرژي برق توليد شده را با ولتاژهاي متفاوت از يك نقطه توليد ( نيروگاه ) يا تبديل ولتاژ ( ايستگاه ) به نقاط ديگر منتقل مي كنند .
مدار : هر مجموعه سه فاز هوايي يا زميني بين دونقطه را كه هر فاز آن از يك يا چند رشته سيم متصل به هم تشكيل شده باشد يك مدار مي خوانند .
كيلومتر - مدار: عبارت است از طول هندسي يك فاز از هر مدار . بنابراين , مثلا" كيلومتر - مدار هر خط دو مداره , دو برابر طول هندسي آن خط است
خط انتقال نيرو : خطي است كه انرژي برق را به طور كلان با ولتاژهاي بالا ( براي ايران 400 و 230 كيلوواتي ) از خود عبور مي دهد
خط فوق توزيع: خطي است كه انرژي برق را با ولتاژهاي 132 و 63 ( 66 ) كيلووات به منظور برقرساني ناحيه اي از خود عبور مي دهد . خطوط 132 كيلوولتي گاهي بسته به نوع وظيفه و عملكردي كه بر عهده دارند جزو خطوط انتقال نيرو طبقه بندي مي شوند
خط توزيع نيرو: خطي است كه انرژي برق را با ولتاژهاي فشار متوسط ( 11 و 20 و 33 كيلوولتي ) و يا ولتاژهاي فشار ضعيف ( 380 و 220 ولتي ) از خود عبور مي دهد
تلفات : مقدار انرژي برق توليد شده كه به مصارف مفيد نرسد و به صورتهاي مختلف به هدر رود ( مانند تلف گرمائي در خطها , ترانسفورماتورها و . . . )
پايايي : نسبت زمان بهره برداري مفيد از يك واحد يا يك نيروگاه در يك سال به مدت زمان برنامه ريزي شده براي بهره برداري از آن واحد يا نيروگاه در همان سال . مدت زمان توقف واحدها براي تعميرات برنامه ريزي شده در محاسبات منظور نمي شود
آمادگي : نسبت مجموع زمانهايي كه يك واحد يا يك نيروگاه در طي يك سال بهره برداري آماده بوده است به كل زمان يك ساله
پايداري: ميزان توانايي تمام يا بخشي از يك مجموعه ( شامل نيروگاهها و شبكه ) براي حفظ تداوم برقرساني و نگهداري ولتاژ و فركانس در محدوده هاي مجاز
مشترك: شخص حقيقي يا حقوقي كه انشعاب مورد تقاضايش بر طبق مقررات برقدار شده باشد . مصرف كنندگان خانگي , عمومي , تجاري , كشاورزي , صنعتي . مصارف آزاد ( غير دائم ) مشمول اين تعريف مي شوند
چاپ اين صفحه
تاريخ: 1396/01/14